<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>دوفصلنامه موزه ملی ایران</title>
    <link>http://jinm.irannationalmuseum.ir/</link>
    <description>دوفصلنامه موزه ملی ایران</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sun, 01 Feb 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sun, 01 Feb 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>طبقه‌بندی ومطالعه گونه‌شناسی-فناورانه دست‌افزارهای سنگی غار التپه (علی‌تپه) مازندران - مجموعه کاوش چارلز مک‌برنی در آرشیو موزه ملی ایران</title>
      <link>http://jinm.irannationalmuseum.ir/article_734272.html</link>
      <description>التپه یا (علی‌تپه به معنای تپه درختان ال) یکی از چهار غار اصلی کاوش‌شده در حاشیه جنوب شرق دریای کاسپی است (سه غار دیگر شامل هوتو، کمربند و کمیشان). این مکان، در شرق بهشهر، در 1963 و 1964 توسط چارلز مک‌برنی کاوش شد و بخشی از مواد حاصل از کاوش به موزه باستان‌شناسی و قوم‌شناسی کمبریج و بخشی به موزه بریتانیا و بخشی نیز به موزه ایران باستان در تهران تحویل داده شد. دست‌افزارهای سنگی التپه در موزه ملی ایران شامل 19139 عدد می‌شوند و بر مبنای مطالعه گونه‌شناسانه، فناورانه و آماری این مجموعه به نظر می‌رسد این مجموعه نشانگر مرحله قدیمی‌تری در میان‌سنگی کاسپی (در مقایسه با غارهای کمربند، هوتو و کمیشان) است که ویژگی آن استفاده از ماده خام مرغوب محلی، تولید ریزتیغه‌ها از سنگ مادرهای منشوری، شروع استفاده از تکنیک فشاری در تولید ریزتیغه‌ها و همچنین تداوم تولید ابزارهای تراشه (کنگره‌دار-دندانه‌دارها، خراشنده‌ها) و فراوانی کولدارهاست. ویژگی‌های فناوری و گونه‌شناسی این مجموعه (شامل کمبود ریزتیغه‌های تابدار، تعدادکم سنگ مادرهای زورقی، فراوانی کولدارها، شروع تولید ریزابزارهای هندسی به شکل مثلثی‌های کولدار-قطع‌شده) بیش از همه با پارینه‌سنگی جدید و میان‌سنگی غرب آسیای مرکزی مرتبط است که در صنایع به دست آمده از محوطه‌های ازبکستان (صنایع پارینه‌سنگی جدید کول بولاکی و صنایع میان‌سنگی توتکال) منعکس شده است. نمونه ریزابزارهای هندسی مثلثی التپه و تکنیک فشاری در محوطه‌های نزدیک به آن در مازندران گزارش نشده است که باعث می‌شود این محوطه جایگاه متمایزی در صنایع میان‌سنگی کاسپی داشته باشد.به لحاظ گاهنگاری محوطه التپه نیاز به بازبینی گاهنگاری مطلق دارد تا فهم ویژگی‌های فناورانه و گونه‌شناسانه آن بر اساس دوره‌بندی مراحل استقرار در غار و ارتباط آن با صنایع پیرامون واضح‌تر شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازنگری مصنوعات سنگی تپه گنج‌دره: گونه‌شناسی و فناوری مجموعه موزۀ ملی ایران</title>
      <link>http://jinm.irannationalmuseum.ir/article_734275.html</link>
      <description>مجموعه دست‌افزارهای سنگی تپه گنج‌دره کرمانشاه که در حال حاضر در موزه ملی ایران نگهداری می‌شود، با وجود اهمیت چشمگیر، نسبت به دیگر مجموعه‌های هم‌زمان در زاگرس مرکزی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. پژوهش حاضر با رویکرد گونه‌شناختی ـ فناوری به بازنگری این مجموعه پرداخته و در پی ارائه دیدگاه‌های تازه درباره این مجموعه، صنایع نوسنگی زاگرس مرکزی و روند تحول فناوری ابزارسازی از نوسنگی پیش‌ازسفال تا فازهای متأخرتر است. این مجموعه شامل 4865 قطعه است که همگی از چرت محلی تهیه شده‌اند. ابزارهای شاخص شناسایی‌شده شامل تیغه‌های داس، سوراخ‌کننده‌های ساخته‌شده روی ریزتیغه‌های شکسته، ریزتیغه‌های کول‌دار، خراشنده‌های انتهایی، جانبی و مدور است. انواع سنگ مادرهای مخروطی، نیمه مخروطی و فشنگی نیز نشان‌دهنده کاربرد تکنیک فشار در کنار تکنیک ضربه است. مطالعه این مجموعه و مقایسه ویژگی‌های آن با مجموعه‌های هم‌زمان در منطقه زاگرس مرکزی، شواهدی از حضور صنعت ملفاتی اولیه در این محوطه را نشان می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تجزیه و تحلیل فنی- گونه‌شناسی صنایع سنگی محوطه نوسنگی جدید-مس‌و‌سنگی قدیم شهران، دره سفیدرود، جنوب غربی دریای مازندران</title>
      <link>http://jinm.irannationalmuseum.ir/article_734276.html</link>
      <description>اطلاعات ما از صنایع سنگی دوره روستانشینی (نوسنگی-مس سنگی) جنوب دریای کاسپی عمدتا حاصل کاوش‌های انجام شده در مکان‌های این دوره در استان مازندران است و استان گیلان از این لحاظ ناشناخته است. در زمستان سال 1397 و حین کاوش نجات‌بخشی محوطه شهران در دره سفید رود، علاوه بر تدفین‌های عصر آهن، شواهدی از یک استقرار نوسنگی جدید-مس سنگی قدیم کشف شد. مجموعه‌ای از دست‌ساخته‌های سنگی در کنار سایر بقایا، مانند قطعات سفال و استخوان جانوران می‌تواند معیشت مردمان دوران گذار از نوسنگی به مس‌وسنگی را در منطقه به وضوح نشان دهد. وجود تعداد کمی ریزتیغه که به شیوه فشاری تولید شدند، بر این دلالت دارد که ساکنین محوطه شهران به تکنیک‌های تولید ریزتیغه آشنایی داشتند. با این وجود آنچه در بررسی سنگ‌مادرها و تراشه‌ها مشخص است، بهره‌گیری از تکنیک ضربه مستقیم و غیر مستقیم در تولید قطعات در محل می‌باشد. وجود سنگ مادرهای کوچک که منبع ماده خام آن از قلوه سنگ‌های رودخانه‌ای بوده نشان‌دهنده تولید قطعات در محل است. صنعت ساخت دست افزارهای سنگی محوطه باستانی شهران مبتنی بر تولید تراشه بوده و از سنگ‌مادرها بیشتر برای تولید تراشه به منظور ساخت هندسی و به ویژه هلالی استفاده شده است. در عین حال، قطعات استفاده شده به وفور مورد استفاده مجدد قرار گرفته‌‌اند. از وجود جلا که بر اثر استفاده مکرر جهت درو گیاهان، روی لبه برنده ابزارها به وجود آمده، می‌توان تشخیص داد که از آن‌ها برای تولید داس ترکیبی به منظور درو غلات استفاده شده است. به نظر می‌رسد محوطه شهران اردوگاهی موقت مربوط به اواخر دوره نوسنگی و آغاز عصر مس‌وسنگ بوده که ساکنان آن جهت بهره برداری از محصولات کشاورزی و چرای دام‌هایشان مدتی را در آنجا سپری می‌کردند. مطالعه دست‌افزارهای سنگی نیز این مسئله را تایید می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی و مطالعه‌ی سفال‌های موسوم به گونه &amp;laquo;جَی&amp;raquo; پروژه ماهیدشت در موزه ملی ایران</title>
      <link>http://jinm.irannationalmuseum.ir/article_734280.html</link>
      <description>از جمله سنت‌های سفالی مراحل ابتدایی دوره مس و سنگ در مناطق غرب زاگرس مرکزی مانند دشت ماهیدشت، گونه‌ موسوم به سفال نوع &amp;amp;laquo;جی&amp;amp;raquo; است. این نام برای نخستین‌بار پس از بررسی و کاوش‌های هیئت پروژه ماهیدشت در مناطق غرب زاگرس مرکزی به سرپرستی لوئیس لوین در فاصله سال‌های 1975 تا 1978 میلادی وارد ادبیات باستان‌شناسی غرب ایران شد. سفال‌های نوع جی گونه‌ای از سفال منقوش، منسجم و خوش‌ساخت متاثر از فرهنگ حلف است که از سطح بیش از 60 محوطه در ماهیدشت گردآوری شده است. تمامی آنچه که از این نوع سفال در ماهیدشت می‌شناسیم محدود به یکی دو لوحه سیاه و سفید است که در مطالعات ناتمام پروژه ماهیدشت به سرپرستی لوین در حدود 40 سال پیش منتشر شده است. اطلاعات منتشر شده در این زمینه به هیچ‌وجه برای شناخت این فرهنگ سفالی کافی نیست و هنوز پرسش‌های زیادی درباره این فرهنگ سفالی اعم از وجه تسمیه، گاهنگاری، فرم ظروف، نوع نقش و تزیینات، نوع خمیره، پوشش، ارتباط آن با فرهنگ حلف و .... وجود دارد که نیاز به بازبینی و مطالعه جدی دارند. از جمله پرسش‌های اساسی در ارتباط با سفال نوع جی این است که این گونه یک نوع سنت بومی محلی زاگرس مرکزی است یا تحت‌تاثیر فرهنگ‌های مناطق مجاور شکل گرفته است؟ در نتیجه به منظور پاسخگویی به پرسش‌های ذکر شده و ارائه شکلی روشن از سنت‌های سفالی آغاز دوره مس‌و‌سنگ غرب زاگرس مرکزی، سفال‌های نوع جی پروژه ماهیدشت که هم اکنون در موزه ملی ایران نگهداری می‌شوند مورد بازبینی و مطالعه مجدد قرار گرفتند. پژوهش حاضر از نوع پژوهش‌های بنیادین است که با رویکردی توصیفی سعی در مطالعه و معرفی همه جانبه سفال‌های دوره مس‌وسنگ قدیم پروژه ماهیدشت پس از گذشت حدود نیم قرن را دارد. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که سنت سفال نوع جی شاخه شرقی فرهنگ حلف (اواخر حلف) در بلندی‌های غرب زاگرس مرکزی در غرب ایران است. </description>
    </item>
    <item>
      <title>گونه شناسی مهرهای مسطح تپه حصار دامغان</title>
      <link>http://jinm.irannationalmuseum.ir/article_734282.html</link>
      <description>چکیدهاز شاخص‌ترین ویژگی‌های دوره مس و سنگ، ساخت و استفاده از مهرهای مسطح یا استامپی است. مهرها از جمله یافته‌های شاخص در بررسی و کاوش‌های باستان شناسی هستند که علاوه بر ویژگی‌های ساختاری، ظاهری و گونه‌شناسی و نیز از لحاظ پیدایش، کاربرد، ارزش‌های هنری و فرهنگی دارای اهمیت بوده، بطوری که از آن‌ها به عنوان مدارکی اصیل در بازسازی تاریخی، فرهنگی جوامع پیش از تاریخ یاد می‌کنند. مهرها به عنوان یکی از کارابزارهای اصلی فن مدیریت اداری و یکی از ویژگی‌های جوامع انسانی پیش از تاریخ با ساختار پیچیده هستند، که گواه نظارت گروهی از افراد جامعه بر امور سیاسی، اجتماعی و اقتصادی است. در میان آثار بدست آمده از کاوش‌های تپه حصار دامغان که در دهه 30 میلادی به سرپرستی اریش اشمیت صورت پذیرفت، تعداد قابل توجهی مهر مسطح مربوط به دوره مس و سنگ یافت شد. مهرهای مسطح تپه حصار، از جمله یافته‌های مهم این محوطه هستند که با هدف معرفی، تفسیر و تحلیل سبک‌شناختی نقوش مهرها و مقایسه آن‌ها با نقوش مهرهای بدست آمده از دیگر استقرارهای هم‌افق، به منظور بررسی ریشه‌های تحولات اجتماعی و اقتصادی تپه حصار و ارتباطات درون منطقه‌ای و برون منطقه‌ای این محوطه با دیگر محوطه‌ها مورد مطالعه قرار می‌گیرند. در این راستا، ابتدا پیشینه تحولات فرهنگی هزاره چهارم ق.م با تأکید بر فن مدیریت اداری در منطقه شمال مرکزی ایران بررسی شده و سپس مهرهای مربوط از کاوش‌های تپه حصار معرفی و تفسیر شده‌اند. درنتیجه مشخص گردید که نقش مهرهای تپه حصار بیشترین شباهت‌ را با سبک مهرهای شناخته شده در تپه سیلک در هزاره چهارم ق.م دارد و از طرفی شباهت‌هایی نیز با مهرهای شوش در جنوب غرب ایران و بین النهرین دارد که به احتمال به سبب وجود معادن غنی کانسارهای فلزات در حاشیه کویر مرکزی ایران و نیز انتقال این منابع و کالاهای تولید شده در کارگاه‌های صنعتی محوطه‌های باستانی شمال مرکزی ایران از جمله تپه حصار به جنوب غرب ایران و جنوب و شمال بین النهرین بوده است. وجود ارتباط نزدیک فرهنگی و همانندی بقایای فرهنگی در میان جوامع ساکن در شمال مرکزی ایران و شبکه ارتباط تجاری با منطقه جنوب غرب ایران و بین النهرین، گواه جوامعی با ساختار طبقاتی است که در آستانه ورود به دوره شهرنشینی بوده و درنتیجه دارای سازوکارهای و پیچیدگی‌های اجتماعی و سیاسی است که نمود آن بر روی مهرها مشاهده شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>دوره مس سنگی و مفرغ در دره خرم‌آباد: بازخوانی مجموعه های سفال بررسی جودیت برمن و گمانه زنی فرانک هُل</title>
      <link>http://jinm.irannationalmuseum.ir/article_734499.html</link>
      <description>دره‌ی خرم‌آباد، از گذشته &amp;amp;shy;های دور تاکنون با توجه به دارا بودن شاخصه‌های محیطی مطلوب و موقعیت مکانی ممتاز خود، از ظرفیت بالقوه&amp;amp;shy;ا‌ی برای پذیرش گروه&amp;amp;shy;های انسانی برخوردار بوده است. این ویژگی، آن را به عرصه‌ای ارزشمند برای پژوهش‌های تطبیقی و مطالعات تحول الگوی استقرار در بستر زمان تبدیل کرده است. تا به امروز مطالعات گسترده‌ای در ارتباط با خرم‌آباد انجام شده، اما به جز دوران پارینه&amp;amp;shy; سنگی اطلاعات بسیار محدودی از دیگر دوره‌های فرهنگی این محدوده منتشر شده است. بی‌تردید، تبیین و روشنگری قابلیت‌های سکونت‌پذیری و الگوهای استقرار در پهنه‌های متفاوت جغرافیایی-فرهنگی و ارائه‌ی این داده‌ها به جامعه‌ی علمی، نقشی کلیدی در تکمیل نقشه باستان‌شناسی این منطقه ایفا می‌کند. دره خرم‌آباد در حد فاصل منطقه پست خوزستان و فلات مرکزی واقع شده است که در دوران پیش از تاریخ حوز&amp;amp;shy;های فرهنگی مجزایی به&amp;amp;shy; شمار می&amp;amp;shy;رفته&amp;amp;shy; اند. این موقعیت جغرافیایی می &amp;amp;shy;توانسته زمینه&amp;amp;shy; ای برای ارتباط فرهنگی و تجاری این منطقه با مناطق ذکر شده باشد. بررسی جودیت برمن در اواخر 1357 و گمانه زنی سال1344 فرانک هُل و کنت فلنری در غار قمری از جمله پژوهش&amp;amp;shy;های میدانی است که اطلاعات آنها هیچگاه منتشر نشده است. طی بررسی برمن آثار و بقایایی از دوران پارینه &amp;amp;shy;سنگی تا دوران متاخر اسلامی شناسایی شد که در میان آنها، 23 محوطه مربوط به دوران پیش از تاریخ (از دوران پارینه &amp;amp;shy;سنگی تا دوره مفرغ) است. همچنین سفال های بدست آمده از غار قمری از اواخر دوره مس و سنگ جدید تا دوره مفرغ را در بر می‌گیرد. نگارندگان در این مقاله در پی معرفی محوطه‌های پیش‌ازتاریخ دره خرم‌آباد بر اساس بررسی برمن و گمانه زنی هُل و فلنری در غار قمری هستند. بررسی&amp;amp;shy; ها نشان داده که رودخانه گه‌لال(خرم‌رود) در دره خرم‌آباد اصلی‌ترین نقش را در شکل‌گیری این استقرارهای پیش از تاریخی دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه و تحلیل نقوش صخره‌ای تنگ دربند ژیوار، منطقه میراث جهانی هورامان، کردستان</title>
      <link>http://jinm.irannationalmuseum.ir/article_734286.html</link>
      <description>این مقاله نتایج حاصل از مطالعه و تحلیل هنر صخره‌ای تنگ دربند ژیوار در محوطه میراث جهانی هورامان/اورامانات، استان کردستان، واقع در زاگرس غربی را ارائه می‌دهد. هنر صخره‌ای ژیوار که درون دره‌ای کارستی قرار گرفته، نخستین بار در سال ۱۳۹۴ شناسایی و سپس در سال ۱۳۹۶ به‌طور نظام‌مند مستندنگاری شد. نقوش این محوطه در سه گروه اصلی طبقه‌بندی می‌شوند: انسان‌ریخت (شامل شکارگران مسلح به کمان، تیر و نیزه)، جانورریخت (شامل بز کوهی، گوسفند، اسب، گربه‌سان و گرگ) و نمادین/هندسی (مانند دایره‌ها و خطوط مارپیچ). بر پایه شواهدی از جمله تنوع سبکی، فنون اجرا و لایه‌های متفاوت پتینه، می‌توان استدلال کرد که این نقوش در بازه‌های زمانی مختلف و توسط گروه‌های انسانی مختلف خلق شده‌اند. گاهنگاری نسبی مبتنی بر سبک و تکنیک اجرای نقوش، سه دوره اصلی را برای ژیوار پیشنهاد می‌دهد: دوره نخست که احتمالاً به عصر مفرغ تعلق دارد، با ترسیم‌ متراکم و ماهرانه نقوش بز کوهی و شکارچیان کمان‌دار در بخش‌های مرتفع دیواره صخره مشخص می‌شود. دوره دوم که به عصر آهن مرتبط است، شاهد ظهور نقوشی مانند سوارکاران اسب‌سوار و گونه‌های جانوری متنوعی است که با تکنیک کوبشی غیرمستقیم اجرا شده‌اند. دوره متأخر مربوط به اعصار تاریخی و اسلامی، شامل نقوش ساده‌سازی شده و تقلیدی است که با تکنیک ضربه مستقیم ایجاد شده‌اند. مضمون محوری این نگاره‌ها صحنه‌های شکار است و نقش بز کوهی بطور مکرر و با اهمیتی نمادین ظاهر می‌شود که حاکی از نقش محوری این حیوان در معیشت و باورهای مردمان آن عصر است. وجود نقوش خاصی همچون اسب، نیزه سه‌شاخ (نمادی احتمالی از فرهنگ‌های همجوار عصر آهن و دوران تاریخی) و ریسمان‌، بازتابی از تعاملات فرهنگی و تحولات فناورانه در ادوار مختلف است. به نظر می‌رسد این سنگ‌نگاره‌ها کارکردهایی نظیر علامت‌گذاری قلمرو، ثبت مسیرهای کوچ، انتقال دانش محیطی و احتمالاً برگزاری آیین‌های خاص را ایفا می‌کرده‌اند.&#13;
</description>
    </item>
    <item>
      <title>پرچم شهداد، مستندسازی تصویری و مُدل سازی سه بُعدی یک اثر موزه ای به روش تصویرسنجی</title>
      <link>http://jinm.irannationalmuseum.ir/article_734298.html</link>
      <description>&amp;amp;laquo;پرچم شهداد&amp;amp;raquo; در تاریخ فرهنگ و صنعت دنیای کهن، به ویژه جنوب غربی آسیا و ایران، اثری بی همتا است. این شیء فلزی جالب توجه، از زمان پیدا شدن در کاوشهای باستان شناختی محوطۀ باستانی شهداد در کرمان تاکنون، مورد توجه پژوهشگران باستان شناسی و تاریخ هنر بوده است. کاستیهای مستندسازی پرچم شهداد، موزۀ ملی ایران را بر آن داشت که در نخستین گامهای برنامۀ به روزرسانی و رقومی سازی ثبت وضبط گنجینۀ خود، این اثر را مورد توجه قرار دهد. پژوهش پیش رو، به توصیف فرآیند ثبت وضبط تصویری، مستندسازی و مُدل سازی سه بُعدی پرچم شهداد و معرفی نتایج اولیۀ این فرآیند می پردازد؛ سپس به طور جزئی نگر و دقیق، توصیف نقش ونگار و وضعیت آن را مد نظر قرار می دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی و رفتارشناسی جانوران در دوراونتاش: مطالعه ردپاهای برجای‌مانده بر خشت‌های محوطه جهانی چغازنبیل</title>
      <link>http://jinm.irannationalmuseum.ir/article_734305.html</link>
      <description>محوطه تاریخی چغازنبیل، به‌عنوان اثری شاخص در میراث جهانی، کاملاً شناخته شده است. شناخت عمیق‌تر این عرصه باستانی، می‌تواند گامی مؤثر در پاسخ به پرسش‌های پیش‌روی باستان‌شناسی و تاریخ است.تنوع و فراوانی مواد فرهنگی در این محوطه همواره قابل توجه بوده و برخی از این آثار، در شمار نمونه‌های استثنایی در باستان‌شناسی به حساب می‌آیند. از جمله این آثار، ردپاهای تاریخی به جای مانده از دوره تأسیس شهر دوراونتاش است. این آثار چه در قالب ردپای انسانی و چه جانوری، از نظر تاریخی و مطالعاتی دارای اهمیت ویژه‌ای هستند. بر همین اساس، در چارچوب طرح‌های پژوهشی مرتبط با &amp;amp;laquo;میراث فرهنگی و تنوع زیستی&amp;amp;raquo;، و با هدف پیوند دو حوزه رفتارشناسی جانوری و باستان‌شناسی، این ردپاها مورد مطالعه قرار گرفتند. در این پژوهش سعی بر آن بود تا با به‌کارگیری رهیافت‌های رفتارشناسی جانوری در بافت تاریخی چغازنبیل، بخشی از محیط زیست و ویژگی‌های اکولوژیکی دوره شکل‌گیری این شهر بازسازی شود. از سوی دیگر، یافته‌های فرهنگی این مطالعه نشان داد که ردپاهای تاریخی، جایگاهی نمادین و هنری در فرهنگ تمدن ایلام داشته‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>جام سیمین مرودشت و مفهوم آن</title>
      <link>http://jinm.irannationalmuseum.ir/article_734306.html</link>
      <description>جام سیمین مرودشت در جریان یک حفاری غیر مجاز در سال 1345 خورشیدی کشف و جزئیات آن توسط والتر هینتس در سال 1348 خورشیدی منتشر شد. جام سیمین مرودشت و کتیبه آغاز-ایرانی جدید / عیلامی خطی حک شده بر روی آن تا چندی پیش رمزگشایی نشده بود. در حالی&amp;amp;rlm;که این ظرف احتمالاً در اواخر هزاره سوم پیش &amp;amp;rlm;از میلاد در آسیای مرکزی ساخته شده، کتیبه آن را می‌توان به جنوب غربی ایران در سده 21 پیش &amp;amp;rlm;از میلاد نسبت داد. به لطف رمزگشایی اخیر خط آغاز-ایرانی جدید / عیلامی خطی، اکنون می‌توان این کتیبه 4000 ساله&amp;amp;rlm; هَتَمتیایی / عیلامی زبان را، در کنار دیگر کتیبه&amp;amp;rlm; های نگاشته شده به این خط، خواند. خوانش اولیه آن در این&amp;amp;rlm;جا ارائه شده است. این متن به دو شخصیت اشاره دارد که تاکنون ناشناخته بودند. این کتیبه توسط شوُوَر-اَسو (شُوَر-اَسو یا شووَر-اَسو) سفارش داده شده است. او این ظرف را به هوُمشَت (هومشَت یا هُمشَت؛ شاید یک الهه)، بانوی مَرَپشَی، هدیه داده و آن را در معبدِ هیش(-)مَنی-ر، احتمالاً نزدیک به اَنزَن، نهاده است.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>ساماندهی، آسیب‌شناسی، حفاظت و مرمت تدفین تابوت سفالی اشکانی موزه ملی ایران: گورستان سنگ‌ شیر همدان</title>
      <link>http://jinm.irannationalmuseum.ir/article_734308.html</link>
      <description>یک تابوت سفالی انسان‌نما (آنتروپوئیدی) حاوی بقایای اسکلت انسانی، به صورت ناشناخته در مخزن مرکزی موزه ملی ایران نگهداری می‌شد که تاکنون هیچ پژوهشی بر روی آن صورت نگرفته بود. اطلاعات هویتی این اثر تنها با چند حرف انگلیسی در جدارۀ داخلی تابوت ثبت شده بود. هدف از این پژوهش، ساماندهی، آسیب‌شناسی، و انجام اقدامات حفاظتی و مرمتی برای این تابوت بود. در این مطالعه، اقدامات حفاظت و مرمت پیش و پس از انتقال اثر از مخزن مرکزی به یکی از اتاق‌های سالن ایران باستان به تفصیل شرح داده شده است. مطالعۀ تخریب‌ها نشان داد که پیش‌تر، اقدامات حفاظتی و مرمتی بر روی اسکلت و تابوت انجام شده و از مواد مرمتی غیرضروری استفاده شده بود. این مواد، که کاربردشان هیچ ضرورتی نداشت، منجر به پنهان شدن ویژگی‌های کف تابوت سفالی شده بودند. نتایج مطالعات آسیب‌شناسی حاکی از آن است که عمده عوامل آسیب‌رسان ناشی از شرایط نامناسب محیطی و حفاظتی بوده است. این عوامل به تخریب فیزیکی و شیمیایی بخش‌های کورتیکال و ترابکولار استخوان‌ها، به‌ویژه در ناحیه لگن و استخوان‌های بلند، انجامیده است. همچنین، ترک، ریزترک، و شکستگی در بخش کورتیکال استخوان‌ها، ریزش، پراکندگی و عدم ایستایی آن‌ها نیز مشاهده شد. بنابراین، در این پژوهش با توجه به بررسی‌های دقیق آسیب‌ها، تلاش شد تا اقدامات حفاظتی و مرمتی به شیوه‌ای دقیق انجام گیرد. علاوه بر این، با بهره‌گیری از دانش انسان‌شناسی جسمانی، استخوان‌ها و دندان‌های شکسته و آشفته نیز به طور دقیق مرمت و در جای صحیح خود تثبیت شدند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مُهری نویافته از اداره ناحیه‌ای مُووُه، استان ساسانیِ اَبهَر</title>
      <link>http://jinm.irannationalmuseum.ir/article_734309.html</link>
      <description>&amp;amp;nbsp;در آبان 1404، موزه ملی ایران، دو گِلمُهر و چندین یافته دیگر، از اداره میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی استان تهران دریافت کرد. از بین این گِلمُهر‌ها، یکی اداری، و دیگری از گونه خودی است. این نوشتار کوتاه، به بررسی تنها گِلمُهر اداری این مجموعه پرداخته،که دارای سه اثر مُهر است. بزرگ‌ترین این اثر مُهرها، اثر مُهر اداره مُووُه از استان ساسانی اَبهَر است که فرسایش و شکستگی زیادی دارد. برآیند خوانش آغازین ما نشان می‌دهد این اثرمُهر از آنِ اداره مُووُه از ناحیه گردیتانز؟/گرداتانز؟ از استان اَبهَر است که دومین مُهر اداره مُووُه از اَبهَر و سومین مُهر اداری شناسایی شده از این استان ساسانی است. شناسایی یک مُهر اداری دیگر از استان ساسانی اَبهَر، انگاره ساماندهی این استان در زمان خسرو یکم نزدیک به سال 540 میلادی و جایگزین کردن نام همدان-کوستِ-اَبهَر به‌جای آن را بیش از پیش پشتیبانی می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نشانه‌های زوال خلافت عباسی در سکه‌های درهم المعتمد علی‌الله مکشوفه از کاوش شوش (موزه ملی ایران)</title>
      <link>http://jinm.irannationalmuseum.ir/article_734310.html</link>
      <description>پژوهش حاضر به تحلیل 173 سکه درهم نقره ضرب‌شده در دوران خلافت معتمدعلی‌الله ( 279 &amp;amp;ndash; 256&amp;amp;nbsp; هجری‌قمری 892-869 &amp;amp;nbsp;میلاد) &amp;amp;nbsp;می‌پردازد که در جریان کاوش‌های سال 1948 میلادی در شوش به دست آمده و هم‌اکنون در موزه ملی ایران نگهداری می‌شوند. این سکه‌ها بخشی از مجموعه بزرگ‌ سکه‌های یافت‌شده از کاوش شوش بوده و بازتابی از فضای پرآشوب روزگار معتمد به شمار می‌آیند؛ دوره‌ای که با ضعف قدرت مرکزی، افزایش نفوذ نظامیان، تعدد ولیعهدان و ظهور سلسله‌های نیمه‌مستقل همراه بود. در این پژوهش با تحلیل دقیق نام‌ها، القاب و محل‌های ضرب سکه‌ها ـ از جمله نام‌هایی چون جعفر، یعقوب لیث صفاری، الموفق بالله، المفوض إلی‌الله و علی بن محمد (صاحب‌الزنج)ـ تلاش شده تا نشانه‌های زوال خلافت مرکزی از خلال داده‌های سکه‌شناختی بازخوانی شود. یافته‌های این بررسی، ضمن تکمیل گزارش قدیمی کاوش شوش، لایه‌ای تازه از تحلیل ایدئولوژیک ـ سیاسی را به فهم تحولات خلافت عباسی در سده سوم هجری‌قمری می‌افزاید. به بیان دیگر، تمرکز بر سکه‌های ضرب‌شده میان سال‌های 256 تا 279 هجری‌قمری امکان انجام تحلیلی تاریخی مبتنی بر داده‌های سکه‌شناسی را فراهم کرده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سردیس سنگی مکشوفه ایلخانی از محوطه تاریخی داش کسن سلطانیه</title>
      <link>http://jinm.irannationalmuseum.ir/article_734311.html</link>
      <description>این مقاله، نویسندگان به معرفی سردیس سنگی ارزشمندی می‌پردازند که در جریان ساماندهی محوطه تاریخی داش‌کسن در نزدیکی سلطانیه (استان زنجان) در سال ۱۳۸۹ کشف شده است. محوطه داش‌کسن در دوران ایلخانی معدن سنگ بوده و سنگ‌های مورد نیاز برای ساخت‌وسازهای شهر سلطانیه، از جمله قلعه تاریخی، از این محل تأمین می‌شده است. سردیس مکشوفه متعلق به زنی میانسال با چشمان درشت، صورت گرد و پرگوشت است که با تزیینات پیشانی‌بند و کاله‌ای بر سر تصویر شده است. این اثر سنگی ۵۲ سانتیمتر ارتفاع و ۴۵ سانتیمتر عرض دارد. نویسندگان با استناد به منابع تاریخی معتبر دوره ایلخانی مانند جامع‌التواریخ، این سردیس را به "بلغان خاتون معظمه" نسبت می‌دهند که یکی از بانوان قدرتمند و بانفوذ عصر ایلخانی بوده است. بلغان خاتون معظمه همسر چهار ایلخان مغول (ارغون‌خان، گیتخاتو، غازان‌خان و الجایتو) بود و در فاصله سال‌های ۶۸۹ تا ۷۰۹ هجری قمری نقش فعالی در امور سیاسی و اجتماعی ایلخانان داشت. وی در سال ۶۹۴ به اسلام گروید و به دلیل نفوذ فراوانش، واسطه بخشایش بسیاری از خطاکاران بود. کشف این سردیس از این جهت حائز اهمیت است که تنها سردیس سنگی به‌جامانده از یک زن در دوران ایلخانی محسوب می‌شود و اطلاعات ارزشمندی درباره پوشش، آرایش و جایگاه اجتماعی زنان بانفوذ این دوره در اختیار پژوهشگران قرار می‌دهد.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>اصفهان کی نصف جهان شد؟ اصلاحیه ای بر فرضیة عباس امانت</title>
      <link>http://jinm.irannationalmuseum.ir/article_734314.html</link>
      <description>اصفهان یکی از مراکز مهم فرهنگی ایران پیش و پس از اسلام است، با این‌حال، بقایای ساختمانی دوره صفوی و تاثیر سیاسی و فرهنگی آن سلسله بر جهان نوین ایرانی، باعث شده تا گذشته پیشاصفوی آن، تنها پانوشتی بر مطالعاتی باشد که در مورد دوره صفوی انجام شده است. مثالی از این عدم توزان را می‌توان در ضرب‌المثل &amp;amp;laquo;اصفهان، نصف جهان&amp;amp;raquo; مشاهده کرد؛ عبارتی که بر اساس بعضی قرائن احتمالا بیان آن پیش از دوره صفوی آغاز شده، اما امروزه عمدتا برای بیان عظمت اصفهان صفوی به کار می‌رود. عباس امانت فرضیه‌ای را بیان کرده که بر مبنای آن، تعیین اصفهان به‌عنوان نصف‌النهار مبدا در تقویم جلالی، منشا عبارت &amp;amp;laquo;اصفهان، نصف جهان&amp;amp;nbsp;است. مدرکی وجود ندارد که نشان دهد، اصفهان به‌عنوان نصف‌النهار مبدا&amp;amp;nbsp;تعیین شده باشد، اما این نوشته با کنارهم گذاشتن شواهد تاریخی و نجومی در دسترس تلاش می‌کند نشان دهد که حتی اگر این شهر به‌عنوان نصف‌النهار صفر در زیج ملک‌شاهی تعیین نشده باشد، نصف‌النهار/نیمروز اصفهان، محور نخستین تحویل سال در تاریخ جلالی برای سراسر قلمروی سلجوقی بوده است و بنابراین این شهر، جدا از مرکزیت سیاسی، به نوعی محوریت کیهانی، هر چند برای زمانی محدود، دست یافته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مفاهیم معنایی نقوش جامه فتح شاه عباس بزرگ، محفوظ در موزه ملی ایران</title>
      <link>http://jinm.irannationalmuseum.ir/article_720611.html</link>
      <description>جامه فتح، جامه شعر نادعلی یا آیه الکرسی، در اصل نوعی جامه تعویذ و طلسم محسوب میشود و پوشیدن آن از دوره صفوی در میان شاهان و سرداران متداول بوده است. این جامه در طی جنگها زیر زره پوشیده میشد و عقیده داشتند همراه داشتن آن موجب برخورداری از نیروهای ماورایی شده و صاحب آن را از هرگونه بلایا حفظ میکند. در حال حاضر نمونه ای از جامه فتح دوره صفوی در موزه ملی ایران نگهداری میشود که بنا به رقم آن متعلق به شاه عباس بزرگ قرن 11 ه.ق است. تاکنون مطالعات متعددی درباره معرفی جامه های فتح صورت گرفته است و این مقاله درصدد است بدون پرداختن به مباحث زیبایی شناختی اثر، بر اساس تفکرات صاحب نظران اسلامی، مفاهیم معنایی جامه را به لحاظ تاثیرات ماورایی و اعتقادی آن مبنی برقدرت حروف، اعداد، کلمات الهی مکتوب بر این جامه بررسی و تشریح نماید. روش پژوهش از نوع توصیفی و تحلیلی و داده ها از راه منابع کتابخانه ایی گردآوری و تحلیل بصورت کیفی انجام میشود. سئوالات: مولفه های عرفانی و معنایی نقوش جامه فتح چیست؟ اعداد، حروف،کلمات بکاررفته در نقوش جامه فتح بیانگرکدام مفهوم اعتقادی است؟ نتایج نشان میدهد اعتقاد به خاصیت و دانش اسرارحروف و کلمات موجب پیش بینی حوادث آینده میشود و جاذبه حروف و کشف معانی آنها بر نیروهای کنترل کننده ماورا الطبیعه تاثیر جدی گذاشته و بیشتر برای دفع شر و بلایا از آن استفاده میکردند. از نظرسازندگانِ جامه فتح، عالم هستی از حروف و کلمات و اعداد ساخته شده اند و انسان میتواند با دریافت رموز آنها در عالم تصرف کند. دوره صفوی بانی ساخت جامه فتح است و با تشیع ارتباط نزدیکی دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پارچه شال ترمه و کاربرد آن</title>
      <link>http://jinm.irannationalmuseum.ir/article_734315.html</link>
      <description>در فرهنگ ایران، سنت اهدای هدایای نفیس برای ابراز احترام و سپاسگزاری، به‌ویژه از سوی حاکمان و نخبگان، سابقه‌ای طولانی دارد. در میان این هدایا، منسوجات از نمادین‌ترین و ممتازترین اقلام به شمار می‌آیند. مطالعه سنت بافندگی در ایران، با تأکید بر آیین هدیه‌دهی، مستلزم توجه به جنبه‌های ساختاری، کارکردی و نمادین پارچه‌ها بر پایة منابع تاریخی، جغرافیایی و سفرنامه‌ها و نیز شواهد تصویری همچون نقوش برجسته، نگاره‌ها و آثار تزیینی است. از جملة نمونه‌های برجسته در این زمینه، شال ترمه است که اوج شکوفایی هنری خود را از دوره تیموری تا اواخر قاجار، با تکیه بر مهارت بافندگان کرمانی تجربه کرد. ترمه، علاوه بر کارکردهای روزمره، در مقام پیشکش‌های رسمی از سوی پادشاهان به نخبگان و سفیران اهدا می‌شد و نمادی از شأن، منزلت و اقتدار سلطنتی به‌شمار می‌آمد. در بُعد فنی، شال‌های ترمه از نظر جنس و کیفیت بافت، جایگاهی ویژه داشتند؛ این شال‌ها عمدتاً از کرک بزهای سفید کرمانی با بافتی نرم و درخشان بافته می‌شدند که مادة اولیه‌ای کمیاب و گرانبها به شمار می‌رفت. کارگا‌ه‌های بافندگی ترمه، ساختاری سلسله‌مراتبی و تخصصی داشتند و تقسیم کار در آنها دقیق و سازمان‌یافته بود. همچنین، پیوند اقتصاد کویری منطقه با تولید ترمه، در تضمین کیفیت و تداوم تولید این منسوجات نقش مهمی ایفا می‌کرد. سنت اهدای منسوجات نفیس به‌عنوان هدیه‌های افتخاری، در ایران با نام‌ها و صورت‌های گوناگون استمرار یافته است؛ از جمله دستار، نگارجامه، طراز و زندنیجه که هر یک بازتاب‌دهنده ارزش‌های فرهنگی خاصی بوده‌اند. از این رو، در سیر تاریخ ایران، منسوجات نه تنها به مثابة پوشاک و کالای مصرفی، بلکه به عنوان رسانه نمادین برای بیان هویت فرهنگی، منزلت اجتماعی و مشروعیت سیاسی ایفای نقش کرده‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی سبک هنری حسنعلی وزیری (مطالعه موردی : شش تابلوی نقاشی وی در کتابخانه موزه ملی ایران)</title>
      <link>http://jinm.irannationalmuseum.ir/article_734316.html</link>
      <description>نقاشی ایران در نیمة دوم دوره قاجار تحت‌تأثیر تمدن غرب و گفتمان‌های جدید مانند تجددگرایی و شرق‌شناسی، دچار تحوّلات بنیادینی شد. ظهور این گفتمان‌های نوین با مفاهیمی چون عدالت و برابری، آزادی و پیشرفت حول محور قانون، در تعارض با سنّت‌های شکلی و گفتمان سنّت‌گرا بود. در این ‌دوره، کمال‌الملک به‌عنوان واپسین نقاش برجستة قاجار، از ادامه سنّت‌های رایج خودداری کرد و در راستای تحوّلات عصر خویش، با ایجاد سبکی مستقل و آموزش آکادمیک، تأثیر عمیقی بر هنر نقاشی ایران گذاشت و شاگردانی برجسته تربیت کرد. یکی از مهمترین این شاگردان، حسنعلی وزیری بود که تا پایان عمر به سبک استاد خود وفادار ماند. آثار او که عمدتاً در سبک واقع‌گرایی و طبیعت‌گرایی اروپای سده نوزدهم قرار می‌گیرند، نمایانگر تأثیرات آکادمیک و ناتورالیستی مکتب کمال‌الملک هستند. این پژوهش به بررسی سبک هنری حسنعلی وزیری با استناد به شش اثر نقاشی وی در کتابخانة موزة ملی ایران پرداخته است و به دنبال پاسخ این پرسش است که سبک هنری حسنعلی وزیری تا چه اندازه بازتاب‌دهنده آموزه‌های مکتب کمال‌المک و تأثیرات هنر غربی در دورة قاجار است و چه جایگاهی در روند تحوّل نقاشی نوین ایران دارد؟ این پژوهش با تحلیل آثار وزیری در موزه ملی ایران، نشان داده است که وی با تأکید بر عناصر واقعگرایانه، استفادة استادانه از رنگ، ترکیب‌بندی متعادل و نورپردازی دقیق، نه‌تنها از لحاظ فنی بر معیارهای آکادمیک غربی تسلّط داشته، بلکه توانسته با تلفیق آن&amp;amp;lrm;ها با زمینه‌های بومی، نقش مهمی در تثبیت و تداوم نقاشی آکادمیک در ایران ایفا کند. تحلیل آثار او گواهی است بر این&amp;amp;lrm;‌که چگونه آموزه‌های کمال‌الملک از طریق شاگردانش به نسل&amp;amp;lrm;‌های بعد منتقل شده و مسیر نقاشی مدرن ایران را هموار کرده&amp;amp;lrm;اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>موزه‌ها در جایگاه پیشران توسعه پایدار گردشگری و آموزش فرهنگی</title>
      <link>http://jinm.irannationalmuseum.ir/article_735966.html</link>
      <description>موزه‌ها به‌عنوان نهادهای فرهنگی و آموزشی، نقشی کلیدی در حفظ و انتقال فرهنگ، آموزش غیررسمی و تقویت تعاملات میان‌فرهنگی ایفا می‌کنند. این نهادها از طریق ارائه نمایشگاه‌های هنری و تاریخی، برنامه‌های آموزشی تعاملی و بهره‌گیری از فناوری‌های نوین، بستری منحصربه‌فرد برای یادگیری مفاهیم فرهنگی و هنری فراهم می‌نمایند. علاوه بر این، موزه‌ها با حفظ و نمایش آثار ارزشمند فرهنگی، نه‌تنها به انتقال هویت فرهنگی به نسل‌های آینده کمک می‌کنند، بلکه خلاقیت و دانش بازدیدکنندگان را تقویت می‌نمایند. در کنار تأثیرات آموزشی، موزه‌ها نقش مهمی در توسعه گردشگری نیز دارند. این نهادها با جذب گردشگران داخلی و خارجی، موجب رونق فرهنگی مناطق می‌شوند، فرصت‌های شغلی متعددی ایجاد کرده و به توسعه پایدار گردشگری کمک می‌کنند. با ارائه نمایشگاه‌های جذاب و بی‌نظیر، موزه‌ها شهرها و کشورها را به مقاصد برجسته گردشگری فرهنگی تبدیل می‌کنند و از طریق تقویت برند ملی، جایگاه فرهنگی کشورها را در سطح بین‌المللی ارتقاء می‌دهند. پژوهش حاضر با استفاده از روش‌ کیفیِ تحلیل محتوای وبگاه شش موزه شناخته‌شده دنیا شامل موزه‌های لوور و اورسی در فرانسه، موزه‌های ون‌گوگ و ریکس در هلند، موزه بریتانیا در انگلستان و موزه واتیکان در ایتالیا، تأثیرات آموزشی و گردشگری موزه‌ها را بررسی می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهد که موزه‌ها، با طراحی برنامه‌های خلاقانه و ایجاد ارتباطات فرهنگی گسترده، می‌توانند نقش بسزایی در افزایش آگاهی عمومی، تقویت تعاملات فرهنگی و معرفی هویت فرهنگی به جامعه جهانی ایفا کنند. همچنین، این نهادها ابزار مهمی برای حفظ میراث فرهنگی، توسعه اقتصادی و شکل‌دهی به هویت فرهنگی ملی به‌شمار می‌روند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
